دانیال و خوردن توت

مامان اینجا یکی از روستاهای اطراف شهرمونه که ما امروز رفتیم اونجا
اتفاقا چند درخت توت اونجا بود که شما و بابایی مجال ندادین و از سر و کول درخت بیچاره بالا رفته و هر چی داشت و نداشت رو خوردین. البته بگم که ما اول از صاحب درخت اجازه گرفتیم.
شما هم که عاشق توت سفید
خدا رو شکر تا الالن که راحت گرفتی خوابیدی و بعد از خوردن اون همه توت اثری از دل درد و این حرفا نیست. انشاالله که نباشه
انشاالله میوه های باغ آقاجون که برس هر روز میریم اونجا.
بازم میگم بی نهابت دوست دارم عسلک
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دانیال و خوردن توت
