دانیال دانیال ، تا این لحظه: 16 سال و 3 ماه و 13 روز سن داره

یکی یه دونه

کارای این روزا

1391/1/30 17:38
نویسنده : مامان زهرا
360 بازدید
اشتراک گذاری

شیطونک من سلام.

نمیدونی که این روزا چقد کنجکاو شدی. به زمین و زمان گیر میدی. از تلفن خونمون گرفته تا موتور ماشین بابایی.

باید از همه چی سر در بیاری آقای مهندس. این روزا وقتی میریم بیرون  هوا که اصلا حاضر نیستی دستتو بدی به من یا بابایی تازه سرتو میندازی پایین و هر جا که یه نی نی خوشکل مثه خودت دیدی میری پیشش. من و بابایی هم که هر چی اصرار مکنیم بیا بریم  نه بابا اصلا نمیای.

دانیال عاشق کوهی.مثه مادر جون. 

امروز وقتی از دانشگاه اومدم یه کم وقت داشتم با هم رفتیم توی پارکینگ توپ بازی. قربون اون خنده هات شیرین من. تو هم ادعای بزرگیت میشد و رفتی کفشای من و پات کردی و با تعادل کامل باهاشون راه میرفتی.فدای اون پاهای نازت.

راستی یادم رفت ٢٧ فروردین تولد بابایی بود. من هم که این هفته سه تا میانترم داشتم اصلا نتونستم برم بیرون واسش چیزی بخرم. فقط شبش رفتیم واسش یه کیک گرفتیم.جشن سه نفری با حالی بود. به شما یکی که خیلی خوش گذشت. انشاالله که واسش جبران کنم.

نازدونه مامان عاشقانه دوستت دارم

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

محمد رضا ومهدیار
31 فروردین 91 15:48
سلام چه پسر نازی
مامان امیرحسین
10 اردیبهشت 91 23:07
امان از این امتحانای بابا مامانا. بابای پسر ما هم هی هر هفته امتحانو کلی مشقو پروژه و...(خودش میگه هوم ورک)داره. اصلا نمی رسه بیاد بریم دنبال خرید واسه امیرحسین ! ضمنا عزیزم انشالله پسرت مهندس میشه ازون خوباش!شوشوی منم همینطوری بود بچه بوده دل و جیگره همه چیو میریخته بیرون!الانم داره دکتراشو تو مکانیک میگیره!!!هنوزم مثل بچگهاشه!