عید دیدنی و گردش
سلام پسر طلا. این روزا خوب واسه خودت دور میزنی ها . ..؟
این ور اون ور میری حسابی با بچه های فامیل بازی میکنی
جالبه که نه تنها اسباب بازی های مورد علاقتو به کسی نمیدی بلکه وقتی میریم خونه کسی اسباب بازی های اونا رو هم ازشون میگیری...
ای پسر شیطون بلا

امروز با بابایی رفتیم بیرون که یه هو چشممون افتاد به یه قطار که بچه ها رو سوار میکرد. جنابعالی هم که از شونصد متری چشم مبارکتون منظره رو دید و کلی سر و صدا که قطار ..قطار..بریم قطار
ما هم اطاعت کرده و رفتیم

اینجا هنوز یه کم گیج میزنی مامان

و اینجا من فذای اون خنده هات شم که یه کم زورکی بود

اینجا داخل موزه بیرجنده. اولین بار بود که اونجا رو میدیدی خوش تیپ

و کنار سفره هفت سین.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عید دیدنی و گردش
