دانیال دانیال ، تا این لحظه: 16 سال و 3 ماه و 15 روز سن داره

یکی یه دونه

آشنایی دانیال با رنگها+ دل نوشته

سلام پسر مامان. مامان الهی قربونت بره. . .  این روزا دیگه داری با رنگا آشنا میشی . اولین رنگی که یاد گرفتی رنگ قرمزه که بهش میگی مرمز. خوب ذیگه بایدم قرمزو یاد بگیری چون مامان و بابایی طرفدار سر سخت قرمزان. طلای مامان این روزا یه کم دلم گرفته.  وقتی میگیرمت تو بغلمو شروع میکنی به شیر خوردن بغض گلومو میگیره..  . گاهی اوقات اشک میریزمو تو با اون چشای قشنگ مرواریدیت زل میزنی تو چشام که چرا گریه میکنی . . . .  شاه پسر وقتی به این فکر میکنم که تا چند ماه دیگه باید از شیر بگیرمت دلم آشوب میشه.  . . . میدونم. . .  تو دیگه آروم آروم داری بزرگ میشی.. ولی مامانی اینم م...
2 اسفند 1390

بچگی 1

سلام. امروز میخوام عکسای بچگیهای دانیال رو بذارم. آخه گل پسرم دیگه آقا شده. یاد گذشته ها.... شیرین کاریهای وروجک.... خیلی زود میگذره . انگار همین دیروز بود که به دنیا اومد.... شوق زندگی رو به من و بابایی هدیه داد.  عکسا رو با هم ببینیم : اینجا تقریبا ٢٠ روزش بود... الهی فدات شم.   گفتم که گل پسر خیلی خوابالو بود... چشم نخوری مامان شازده واسه اولین بار رفته حموم. ... جیگرم یه کم ترسیده بود  مامانی تسلیمم.....  دیگه اذیتت نمیکنم. قول میدم شبا گریه نکنم.زودم بخوابم....ببخشید ...
29 بهمن 1390

عینک

سلام نفس مامان. دیروز مامان جون ( مامان من) واسه پسرم یه عینک خوگشل گرفته بود. وای که چقد بهت میومد.       گفتنی که دانیال به عینک میگه چشم. اینم فیگور های دانی جون:   ...
28 بهمن 1390

روز برفی

سلام. امروز توی شهر ما یه روز برفی بود. یعنی دیشب برف باریده بود .دانیال با کلی ذوق و شوق  اصرار به بیرون رفتن و برف بازی داشت. من و بابایی هم گل  پسر رو خوب  پوشونده و رفتیم کوه. اینم عکسای وروجک مامان:       الهی مامان فدات شه. مگه میشه از توی برفا کشیدش بیرون؟ بالاخره بعد از کلی بازی و گوله برف درست کردن گل پسر  راضی شد که برگردیم خونه خیلی دوست داریم عزیز دل مامان ...
28 بهمن 1390

آموزش زبان

تقریبا از ٢ما٥ قبل بود که با دانیال آموزش زبان رو شروع کردم. بچم فقط ١٦ ماهش بود. روزای اول یه کم سخت بود ولی با یاد گرفتن اولین کلمه به زبان انگلیسی بقیه کلمات رو زود یاد میگیره. کلماتی که دانیال تا حالا یاد گرفته و به صورت کامل اونها رو تلفظ میکنه:                                          آب= واتر                      ...
27 بهمن 1390

معرفی

سلام.از امروز تصمیم گرفتم قسمتی از خاطرات و شیطنت های دانیال رو اینجا بنویسم. البته اگه دانیال بذاره. امروز دانیال ١٩ ماه و ١٠ روزه شده. خیلی بزرگ شده. حرفای خوشکل میزنه. خونه رو در عرض ٣٠ ثانیه زیرو رو میکنه . طوری که هیچ چیز سرجاش نباشه. و خلاصه... سعی میکنم عکساشم بذارم تا کاملا با کاراش اشنا بشین
27 بهمن 1390